موضوع درس چند جلسه پیش کلاس روزنامه نگاری جهت دادن به افکار عمومی از طریق عکس های خبری بود. و این که چگونه با یک عکس ساده آتش انقلابی را می توان خواموش یا برافروخته تر کرد.(بس که همه جا حرف از انقلاب هست، مثال من هم انقلابی شد.)
بعد هم تکلیف هر کداممان پیدا کردن عکس هایی بود که روی افکار عمومی تاثیرات مختلفی داشته باشد. مانند رای دادن و رای ندادن. بعد گفت»((که اگر عکسی را پیدا نکردید، آن را با فتوشاپ یا برنامه ای مانند این بسازید. الان در بسیاری از وبلاگ ها از چنین عکس هایی استفاده می کنند.))
مسئله ای که برای من پیش آمد این بود که آیا افکار عمومی یک مملکت را می توان به همین سادگی جهت داد؟آیا هر تازه به دوران رسیده ای با ترکیب چند عکس می تواند یک انقلاب به راه بیندازد؟ آیا نباید به افکار عمومی یاد بدهیم که به این سادگی گول نخورد؟ به او بگوییم که آگر خواستی از عکسی برداشتی داشته باشی، اول نگاتیو آن عکس را ببین. این کم ترین کاری است که می توانی بکنی ای افکار عمومی. هرچند که خودم هم به شخصه دیگر اعتمادی به نگاتیو ندارم. از وقتی که دستگاهی را دیده ام که نگاتیو را به دیجیتال و عکس دیجیتال را به نگاتیو تبدیل می کرد، دیگر به نگاتیو هم اعتماد ندارم. ای کاش که این تکنولوژی کوفتی نبود و آن وقت نه افکار عمومی به این سادگی ها گول می خورد و نه من به نگاتیو بی اعتماد بودم. البته اگر که مردم هم زمان با پیشرفت تکنولوژی و روش های جدید برای شیره مالیدنف پیش رفت می کردند،لازم نبود به فتوشاپ فحش بدهم.
آخر این که باید کمی خودمان را زرنگ کنیم تا هر کسی نتواند مملکتمان را به آشوب بکشد و افکار عمومیمان را به همین راحتی ها به دست بگیرد. این موضوع از هر سم و بیماری ای بد تر است.